نوشته‌ها

من اعتماد به نفس ندارم !

من اعتماد به نفس ندارم

من اعتماد به نفس ندارم و خودم هم این موضوع را می دانم. شاید بپرسید چرا این فکر را میکنم؟ کمی با حالات من آشنا شوید تا ببینید آیا اعتماد به نفس دارم یا نه؟!

من اعتماد به نفس ندارم

مقاله مرتبط: رابطه میان اعتماد به نفس و سلامتی بدن

  • وقتی به جمعی وارد می شوم از اینکه با آنها آشنا شوم و حرف بزنم خجالت می کشم.
  • وقتی استاد در کلاس سوالی می پرسد؛ حتی اگر جواب سوال را بلد باشم سکوت می کنم و حرف نمی زنم.
  • همواره احساس می کنم از دیگران کمترم و آنها از من بهتر و خوشبخت تر هستند.
  • من در خرید به سلیقه خودم شک می کنم و از دیگران مدام درباره خوب یا بد بودن انتخابم سوال می کنم.
  • وقتی در جمع دوستانم هستم فکر می کنم که آنها از من بهتر هستند.
  • وقتی کاری را شروع میکنم منتظرم که شکست بخورم، با اینکه خودم می دانم که توانایی انجام کارهای بزرگ را دارم.
  • مدام خودم را با دیگران مقایسه می کنم.
  • وقتی در جمع افرادی هستم خودم را با گوشی تلفنم مشغول می کنم.
  • برای اینکه با دیگران حرف نزنم خودم را به گونه ای مشغول می کنم.
  • در بحثها نمی توانم دیگران را متقاعد کنم؛ در نتیجه همواره کوتاه می آیم!
  • فکر می کنم که باید بسیار زیبا و جذاب باشم؛ در نتیجه خیلی به سر و وضعم می رسم، ساعتها جلوی آینه می ایستم و لباسهای مختلفی در کمد لباسم دارم.
  • انتقاد دیگران ناراحتم می کند. اگر دوستم از من ایراد بگیرد عصبانی و بداخلاق می شوم.
  • من در خرید به سلیقه خودم شک می کنم و از دیگران مدام درباره خوب یا بد بودن انتخابم سوال می کنم.
  • وقتی در جمع دوستانم هستم فکر می کنم که آنها از من بهتر هستند.
  • وقتی کاری را شروع میکنم منتظرم که شکست بخورم، با اینکه خودم می دانم که توانایی انجام کارهای بزرگ را دارم.
  • مدام خودم را با دیگران مقایسه می کنم.
  • وقتی در جمع افرادی هستم خودم را با گوشی تلفنم مشغول می کنم.
  • برای اینکه با دیگران حرف نزنم خودم را به گونه ای مشغول می کنم.
  • در بحثها نمی توانم دیگران را متقاعد کنم؛ در نتیجه همواره کوتاه می آیم!
  • فکر می کنم که باید بسیار زیبا و جذاب باشم؛ در نتیجه خیلی به سر و وضعم می رسم، ساعتها جلوی آینه می ایستم و لباسهای مختلفی در کمد لباسم دارم.
  • انتقاد دیگران ناراحتم می کند. اگر دوستم از من ایراد بگیرد عصبانی و بداخلاق می شوم.
  • از ابزار نظر و عقیده می ترسم.
  • دمدمی مزاج هستم، مدام شک می کنم و از شاخه ای به شاخه دیگری می پرم.
  • در نظرهایم صراحت ندارم و عقیده خودم را عوض می کنم.
  • اگر کسی از من تعریف کند، آن را انکار می کنم. خودم می دانم که واکنشم در برابر تحسین دیگران نامناسب است.
  • در راه رسیدن به اهداف و آرزوهایم زود خسته می شوم.
  • مدام خودم را با دیگران مقایسه می کنم. اکثر اوقات خودم را با افرادی که از خودم موفق تر هستند می سنجم و احساس ضعف می کنم.
  • موقع راه رفتن خمیده هستم و سرم را به زیر می اندازم، انگار که از موضوعی خجالت می کشم.
  • عادت دارم که مسئولیت اتفاقات را نپذیرم و همه تقصیرات را به گردن دیگران بیندازم.
  • دوست دارم همیشه به دیگران ثابت کنم که ارزشمند هستم؛ برای همین هم هست که زیاد بهانه تراشی می ‌کنم و زیاد توضیح می دهم.
  • من همیشه اشتباهاتم را توجیه می کنم. عادت دارم بعد از اشتباه کردن دلیل تراشی کنم و برای دیگران توضیح دهم.
  • من همیشه حالت تدافعی دارم، دست به سینه می نشینم و پاهایم را به صورت مورب قرار می دهم. حالت بدن من ناراحت و منقبض است.
  • حتی از پیروزی هایم هم لذت نمی برم.اگر موفقیتی به دست بیاورم، آن را تصادفی و اتفاقی می بینم و نقش خودم را تا جایی که ممکن است کمرنگ می کنم.
  • من دوست دارم از طرف دیگران تایید شوم؛ در نتیجه دوست دارم همه را راضی نگه دارم.
  • من از تغییر می ترسم؛ زیرا حس می کنم که از عهده چالش های پس از تغییر برنخواهم آمد.
  • از اتفاقات نیامده در آینده می ترسم و نمی توانم از زمان حال بهره ببرم.
  • خوش بین نیستم، مدام غر می زنم و همه چیز را با منفی بافی نقد می کنم!
  • تا زمانی که به نهایت موفقیت دست پیدا نکنم، خود را ناقص می بینم و شرم و خجالت به سراغم می آید.

من اعتماد به نفس ندارم . نشانه ها و رفتارهای من را در بالای این نوشته خواندید. نداشتن اعتماد به نفس باعث شده است خیلی از موقعیت ها را از دست بدهم. دوست دارم داشتن اعتماد به نفس بالا را تجربه کنم. شما هم مثل من هستید؟ آماده اید با هم روشهای افزایش اعتماد به نفس را یاد بگیریم؟

 

افزایش اعتماد به نفس